اقلیتهای قومی
این بخشی از گفتگوی من با دکتر آسو حسن زاده حقوقدان و فعال سیاسی کرد مقیم فرانسه در خصوص حقوق اقلیتهای قومی در قانون اساسی جمهوری اسلامی و بررسی وضعیت کنونی اقلیتهای قومی بویژه کردها در ایران است. این گفتگو را برای رادیو زمانه انجام دادم که می توانید اینجا متن کامل آنرا بخوانید
———————————
زمانه : در قانون اساسی جمهوری اسلامی، قانونگذاران چهمقدار حقوق اقلیتهای قومی را در نظر گرفتهاند، چه کاستیهایی در این قانون وجود دارد و در برابرش چه نکات مثبتی وجود دارد که حقوق اقلیتهای قومی در آن ذکر شده است؟
دکتر آسو حسن زاده : قبل از هر چیز باید متوجهی این نکتهی اساسی بشویم؛ با اینکه در طول تاریخ ایران اهمیت قومیت، بهعنوان یک مشخصه و مولفهی هویتی، دستکمی از مذهب نداشته ولی در قانون اساسی جمهوری اسلامی فقط برای اقلیتهای مذهبی مقرر شده است که تساوی حقوق داشته باشند. البته برای اقلیتهای مذهبی هم خود قانون اساسی و سایر قوانین منشای تبعیض هستند.
در حالیکه بند ۱۲ قانون اساسی ایران در خصوص مذهب رسمی کشور، که شیعهی جعفری اثنیعشری است، این بند خودش زایندهی اقلیتهای مذهبیای است که در خود دین اسلام موجود است اما در قانون اساسی جمهوری اسلامی فقط یهودیها و زرتشتیها و مسیحیها هستند که بنا بر اصل ۶۴ قانون اساسی از حقِ داشتنِ نماینده در مجلس ایران برخوردار هستند.
این نکتهی جالب و مثبتی است، ولی از اینها مهمتر موضوع ملیتها و اقوام است. دو اصلی که در قانون اساسی به آنها مربوط میشود هم در تدوین و هم در اجرا اشکال دارند. برخلاف آنچه که در اذهان عمومی جای گرفته هدف اصلی و اولیهی بند ۱۵ قانون اساسی محافظت از زبانهای محلی نیست بلکه هدف اولیهاش تثبیت زبان و رسمالخط رسمی کشور است.
در مورد استفاده از زبانهای محلی در رسانهها و مدارس هیچ الزامی برای برداشتن گامهای مثبت از طرف حکومت درج نشده است و فقط گفته شده است که کاربردشان جایز است، اما بر اساس سندی که از وزارت آموزش و پرورش که به تاریخ مهرماه ۱۳۸۲ میباشد کاربرد زبانهای محلی در مدارس ممنوع میباشد تا آنجا که با اصل ۱۹ قانون اساسی هم تضاد دارد؛ اصل ۱۹ میگوید؛ «مردم ایران از هر قوم و قبیلهای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان، و مانند اینها نباید سبب امتیاز نخواهد بود».
اینجا دو نکته عرض کنم؛ در این اصل، فقط سخن از رنگ و نژاد و زبان به میان آمده است و سخن از مذهب به میان نیامده است، زیرا خودشان میدانند که مذهب در جمهوری اسلامی موجب امتیاز است. و دیگر آنکه گفته شده این مشخصهها باعث امتیاز نخواهند شد.
این در حالی است که موضوع اصلی نه امتیازدادن بلکه تبعیض قائلشدن است، و اگر نژاد و زبان و قومیت موجب تبعیض بشود چه؟ بنابراین همانطور که عرض کردم اساسا تمامی این بندها را نمیتوان نه در حرف و نه در عمل بهمثابهی درک واقعی موضوع اقلیتهای قومی در ایران دانست.