حقوق بشر یا تجزیه طلبی
در جریان سفرم به ژنو در نشستهای جانبی شورای حقوق بشر شرکت کردم و با اعضای فعالین حقوق بشر از کشورهای گوناگون آشنا شدم. یادداشت محمد صادقی عزیز شرح ماجرای روز آخر اقامت ما در ژنو است که خود شخصا گواه مطالب این یادداشت هستم. هرچند ویدئوی آن نیز منتشر شده است که خودش سند آشکار صداقت صادقی است.
—————————-
در آخرین روز حضور در «هفدمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو» فرصتی دست داد تا در یکی از نشستهای جانبی این شورا در زمینه تبعیض قومیتی در ایران با حضور برخی از فعالین حقوق قومیتها در مناطق خوزستان،کردستان،بلوچستان،ترکمن صحرا و آذربایجان شرکت کنم. نشستی که ظاهراً قرار بود به صورت تخصصی به موارد نقض حقوق بشر در این مناطق بپردازد.
این نشست با حضور جمعی از روزنامه نگاران داخلی و خارجی و فعالین حقوق بشر ایرانی و سایر کشورها و البته با حضور چشمگیر برخی فعالین حقوق زنان و همجنسگراها که در میان آنها چهرههای نام آشنای این حوزه نیز به چشم می خورد برگزار شد.
سخنران نخست این نشست نماینده «مرکز حقوق بشر الاحواز» بود.
توضیح آن که «الاحواز» نامی هست که اخیرا” توسط گروهی از عرب های خوزستانی ساکن اروپا نه بر شهر اهواز بلکه به کل استانهای خوزستان ، بوشهر ، هرمزگان و تمامی جزایر خلیج فارس به منظور تاسیس کشور خیالی «الاحواز» نهاده شده است.
سخنرانی نماینده مرکز الاحواز که با پخش تصاویری از نقشه کشور الاحواز و درج عنوان جعلی خلیج ع.ر.ب.ی به جای خلیج فارس همراه بود بیش از آنکه به ارائه آمار نقض حقوق شهروندان خوزستانی و فعالین حقوق بشر این منطقه بپردازد در کمال ناباوری و به صراحت هر چه تمام تر به طرح مسائل سیاسی و جدایی طلبانه می پرداخت.
نماینده مرکز الاحواز در میان سکوت ایرانی های حاضر در جلسه و بهت و حیرت برخی از شرکت کننده گان از جمله نگارنده ی این سطور بارها از عنوان جعلی «خلیج ع.ر.ب.ی» به جای خلیج فارس، «الاحواز» به جای استان خوزستان ایران،شهر «محمره» به جای خرمشهر استفاده می نمود و جالب آن که در تمام طول سخنرانی تصاویر ذکر شده بارها و بارها به نمایش در آمد.
صحنه هایی که می دیدیم به راستی غیر قابل تصور بود و در ابتدا چنین به نظرم آمد که فعالین حقوق زنان و همجنسگرایان ایرانی که در سالن حضور دارند به منظور رعایت نظم و انضباط حاکم بر جلسه در سازمان ملل سکوت اختیار کرده اند و قطعا پس از پایان سخنرانی و در جلسه پرسش و پاسخ به طرح چنین مسائلی از تریبون سازمان ملل علیه تمامیت ارضی و منافع ملی ایرانیان اعتراض خواهند نمود.
اما پس از پایان سخنرانی نماینده مرکز الاحواز در میان ناباوری بنده و دوستان دیگر ایرانی حاضر در جلسه، فعالین حقوق زنان و همجنسگرایان به صورت یک پارچه به تشویق سخنران پرداختند.
باور این موضوع برایم دشوار بود و باز هم تصورم بر این بود که شاید این دوستان به دلیل عدم آشنایی به زبان انگلیسی چندان متوجه محتوی صحبتهای نماینده مرکز الاحواز نشده اند و احیاناً از تصاویر واضح پشت سر سخنران هم غافل بوده اند و از منظر دفاع از حقوق هموطنان عرب زبان کشورمان و اعتراض به نقض گسترده حقوق آنان توسط جمهوری اسلامی و یا شاید به رسم عادت مالوف در پایان صحبت های هر سخنران به تشویق وی پرداخته اند.
اما در ادامه جلسه پس از آنکه یکی از حاضرین که خود نیز از اهالی خوزستان بود به درج نام مجعول خلیج ع.ر.ب.ی در یک نشست حقوق بشری از سوی این گروه اعتراض نمود و با پاسخ صریح نماینده الاحواز مواجه شد که قاطعانه تاکید کرد که آنچه در جنوب ایران واقع شده است خلیج ع.ر.ب.ی است با خوش بینی کودکانه امیدوار شدم که «دو زاری» فعالین حقوق زنان و همجنسگرایان ایرانی افتاده است اما زهی خیال باطل!
دیگر سکوت را جایز ندانستم و دستی را که به خشم و بغض می لرزید بالا بردم و مسئول برگزاری نشست هم فرصتی برای طرح سوال در اختیارم قرار داد.
صحبت هایم را با محکومیت جنایات جمهوری اسلامی علیه فعالین قومیتی و مردم مظلوم شهرهای جنوبی ایران و تبعیض و بی عدالتی روا داشته شده به هموطنان کرد و بلوچ و ترکمن و عرب و آذربایجانی ام آغاز کردم.
در ادامه از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران و انتقاد از استفاده ابزاری نمایندگان مرکز الاحواز از نقض حقوق بشر در استانهای جنوبی کشور به قصد تحریک عواطف مردم به منظور جدایی بخش هایی از سرزمینم پرداختم.
به تبعیض مذهبی، ایدئولوژیکی و جنسیتی توسط جمهوری اسلامی اعتراض کردم و در عین حال بر یک پارچه گی ایران و حفظ تمامیت ارضی کشورم تاکید کردم.
اما در میان ناباوری سخنانم بارها با اعتراض نمایندگان مرکز الاحواز و البته فعالان حقوق زنان و همجنسگرایان ایرانی قطع شد به طوری که انتظامات سالن برگزاری نشست مجبور شد بارها از معترضین تقاضای سکوت و رعایت نظم جلسه را داشته باشد.
شرایط برای ادامه صحبت ها به دشواری فراهم شد و در ادامه با اشاره به تصاویر کشور الاحواز و خلیج ع.ر.ب.ی از نمایندگان مرکز الاحواز پرسیدم که آیا خودشان را ایرانی می دانند یا خیر؟
فردی از میان نمایندگان این گروه از جای خود برخاست و فریاد زد: «اگر ایرانی نباشیم چه می شود؟»
پاسخ دادم: «اگر ایرانی هستید که باید همه در کنار هم برای مقابله با نقض حقوق بشر در کشورمان مبارزه کنیم و اگر هم ایرانی نیستید، قطعا مهمانان سرزمین ما هستید و قدم هایتان به روی چشم ایرانیان است و باز هم جمهوری اسلامی حق ندارد حقوق شما را زیر پا بگذارد اما اگر به سبب وجود “حاکم جائر” در ایران امکان زندگی کردن ندارید می توانید به کشور خود بروید و ایران را ترک کنید اما حق ندارید بخشی از کشور ما را همراه با خود ببرید!»
این سخنان همچون آتشفشانی در میان فعالین زنان ایرانی شعله افکند و این به اصطلاح فعالین حقوق بشر ایرانی صحبت های من را تاب نیاوردند و این «دایه گان دلسوزتر از مادر» با هو کردنهای مداوم و توهین و ناسزاهای پی در پی من را «عامل جمهوری اسلامی» دانستند به شکلی که امکان ادامه صحبت برایم مقدور نشد.
در ادامه خانم «خدیجه مقدم» از فعالین حقوق زنان تریبون را در اختیار گرفت و در خصوص سخنان نسنجیده به نمایندگان گروه الاحواز گفت از این جوانان خرده نگیرید چرا که این ها جوانانی هستند که به تازگی از ایران خارج شده و مفاهیمی چون «حقوق بشر و حقوق ملت ها» را نمی فهمند.
البته این پایان ماجرا نبود و در بیرون از سالن اجلاس هم بارها از سوی برخی از این فعالین حقوق بشری توهین و ناسزا شنیدم که به احترام فعالین شجاع و میهن دوست جنبش زنان که در مسیر مبارزات دمکراتیک مردم ایران همیشه پیشگام بوده و در جهت منافع زنان و مردان سرزمین عزیزمان ایران تلاش نموده و متحمل هزینه های گزافی هم شده اند از درج آن خودداری می کنم.
محمد صادقی
9 ژوئن 2011
یادداشت آقای محمد صادقی را اینجا بخوانید
فیلم ناقصی از این واقعه را اینجا ببینید