2 ژانویه 2012

Rien à signaler

نوشته شده در روزنوشت tagged در 23:58 توسط seraj52

در طبقه سوم ساختمان ما دو خانم سالخورده تنها و مریض زندگی می کنند که هر کدام بالای هشتاد سال سن دارند. ناتالی و مونیک هر دو مریض هستند و بعد از مرگ همسرانشان سخت تنها شده و با مرگ دست و پنجه نرم می کنند. این دو کلید آپارتمان همدیگر را دارند .هر شب قبل از خواب احوال همدیگر را می پرسند و با هم قرار گذاشته اند که صبح به صبح یادداشتی همراه با تاریخ پشت درب خود نصب کنند دائر بر اعلام سلامتی و تداوم حیات .این یادداشت شامل سه کلمه است که به فارسی می شود ؛ هیچ چیز برای اعلام کردن نیست rien à signaler که مفهوم آن این است که یعنی حالم خوب است. امروز وسط روز دیدیم آمبولانس وارد محوطه ساختمان شد و ما فهمیدم که یکی از این دو بانو دچار مشکل شده اند. با متین رفتیم طبقه سوم مونیک سراسیمه جلو آمد و توضیح داد که ناتالی یادداشت مذکور را نگذاشته بود و بعد از گشودن درب آپارتمان ناتالی دیده که حال او خیلی بد است و خوشبختانه آمبولانس خیلی زود رسید و او را در حالیکه صورتش در پی سقوط از تخت خونین بود با خود بردند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.